معنی قطیفة
5 بازدید
[ قَ فَ ] (ع اِ) جامهٔ پرزه دار خوابناک. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || چادر درپیچیده. (منتهی الارب) (آنندراج). ج، قطائف، قُطُف. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). - قطیفهٔ حمامی؛ جامهٔ پشمین که بعد از غسل، بدن را بدان پاک کنند، و ایضاً گلیم شب پوش یا پرده : مگر قطیفهٔ حمامی است خلعت وصل که میدهند به عاشق بتان لاله عذار هنوز عاشق مسکین نکرده خشک عرق که باز در بر بیگانه ای گرفته قرار. شفیع اثر (از آنندراج از بهار عجم).[ قَ فَ ] (اِخ) دهی است نزدیک پشتهٔ عقاب به طرف بریه از ناحیهٔ حمص. (معجم البلدان) (منتهی الارب).[ قَ فَ ] (اِخ) (ابو...) شاعری است. (منتهی الارب). رجوع به ابوقطیفة شود.
کلمات همقافیه با «قطیفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر