معنی قطوطی
10 بازدید
[ قَ طَ طا ] (ع ص) گام نزدیک نهنده در رفتار. || مرد درازپای نزدیک گام. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ قَ طَ طا ] (اِخ) موضعی است. (معجم البلدان) (منتهی الارب). رجوع به قطوطا شود.[ قَ طْ وَ ] (ص نسبی) نسبت است به قطوط. (اللباب). رجوع به قطوط شود.[ قَ طْ وَ ] (اِخ) هیثم بن خلف دوری، مکنی به ابومحمد. از راویان است. وی از ربیع بن تغلب و احمدبن ابراهیم دورقی روایت کند و از او ابوبکربن قصری و جز او روایت دارند.
کلمات همقافیه با «قطوطی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طی» برای سرودن شعر