معنی قطام
8 بازدید
[ قَ مِ ] (اِخ) نام زنی است، و مبنی بر کسر است نزد اهل حجاز و معرب غیرمنصرف نزد اهل نجد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). عوام او را قُطّامه میگویند. در منتهی الآمال آرد: چون عبدالرحمان بن ملجم به قصد قتل علی (ع) به کوفه آمد در محلهٔ بنی کنده که مرکز قاعدین خوارج بود فرودشد و قطام بنت اخضر تیمیة را در اینجا ملاقات کرد. قطام سخت نیکوروی و مشکین موی بود و پدر و برادرش را که از خوارج بودند در جنگ نهروان امیرالمؤمنین علی علیه السلام کشته بود، و ازاینرو او را با علی دشمنی بی نهایت بود. ابن ملجم شیفتهٔ روی او شد و او را خواستگاری کرد. قطام گفت چه مَهر من خواهی کرد؟ گفت هرچه بگوئی، قطام گفت صداق من سه هزار درهم و کنیزکی و غلامی و کشتن علی بن ابی طالب است. ابن ملجم گفت تمام آنچه گفتی ممکن است جز قتل علی که چگونه ازبرای من میسر شود، و چون سرانجام قطام را موافق مذهب خود دید گفت من برای همین منظور به این شهر آمده ام، و قطام جمعی از قبیلهٔ خود را با وی همراه کرد. (از منتهی الآمال قمی چ خورشید ۱۳۳۱ هـ . ق. ج ۱ ص ۱۲۴، ۱۲۵).[ قَ ] (ع اِ) گوشت. (منتهی الارب) (آنندراج). || باز، یا گوشت آن. (اقرب الموارد).[ قَ ] (اِخ) (ابن ام...) مَلِکی بود از ملوک کنده. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قطام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر