معنی قطاف
4 بازدید
[ قِ ] (ع مص) تنگ تنگ رفتن و کند رفتن و بد رفتن. (از اقرب الموارد): قطف قطفاً و قطافاً و قطوفاً؛ ضاق مشبها و بطؤ و اساءت السیر و ابطأت، و یا قطاف اسم است نه مصدر، گویند فی دابته قطاف؛ ای ضیق فی المشی. (اقرب الموارد). || (اِ) گام تنگ. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || موقع چیدن میوه. (اقرب الموارد). هنگام انگور درودن. (منتهی الارب). قَطاف. (اقرب الموارد). || جِ قِطْف، به معنی خوشهٔ انگور. (اقرب الموارد).[ قَ ] (ع اِ) هنگام چیدن میوه. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به قِطاف شود. || دایه و کنیزک. (منتهی الارب). علم للامة. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «قطاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر