معنی قطاعة
3 بازدید
[ قَ عَ ] (ع مص) سخن نتوان گفتن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد): قَطُعَ الرجلُ قَطاعَةً؛ لم یقدر علی الکلام. (اقرب الموارد). || کم شدن زبان درازی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ قُ عَ ] (ع اِ) پارهٔ جداکرده از چیزی. || آنچه از بریدن افتد. || پارهٔ جداشده از ادیم خاصه. || لقمه. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قطاعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر