معنی قطابی
5 بازدید
[ قُ ] (اِ) مثل سنبوسه چیزی است که در روغن بریان نمایند، و در فارسی بودن این لفظ نظر است. (آنندراج).[ قُ ] (ص نسبی) نسبت است به قطابة. رجوع به قطابة شود.[ قُ ] (اِخ) محمدبن سنجر. از مردم گرگان است که در قطابه سکونت داشت و در بغداد حدیث نوشت. وی از محمدبن یوسف قربانی روایت کند و گروهی از او روایت دارند. او به سال ۲۵۸ هـ . ق. درگذشت. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قطابی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر