معنی قصیرة
5 بازدید
[ قَ رَ ] (ع ص) کوتاه. رجوع به قصیر شود. || زنی که وی را به خانه بازداشته باشند و نگذارند که بیرون آید. || دانی النسب. (منتهی الارب) (اقرب الموارد): فلان ابن عمی قصیرة. || کنایه از خرما: قصیرة من طویلة؛ خرما از خرمابن است. (منتهی الارب). و نیز قصیرة من طویلة؛ کلام مختصر: چون چابک سوار بنان، یعبوب قلم را در مرعای قصیرة من طویله، قصر اطناب و طویله کرده... (درهٔ نادره چ شهیدی ص ۴۱).
کلمات همقافیه با «قصیرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر