معنی قصریک

معنی واژه قصریک

6 بازدید
[ قَ ] (اِخ) دهی از دهستان برادوست بخش صومای شهرستان ارومیه واقع در ۲۱ هزارگزی جنوب هشتیان و ۳۵۰۰ گزی جنوب راه ارابه رو سرو. موقع جغرافیایی آن دامنه، سردسیر سالم است. سکنهٔ آن ۶۵ تن است. آب آن از رودسر و چشمه و محصول آن غلات، توتون و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش صومای شهرستان ارومیه در ۳ هزارگزی شمال خاوری هشتیان و در مسیر راه ارابه رو هشتیان به سلماس. موقع جغرافیایی آن دره و سردسیر سالم است. سکنهٔ آن ۲۸۹ تن است. آب آن از درهٔ صوریان آباد و محصول آن غلات و توتون و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه ارابه رو دارد، و میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ ] (اِخ) دهی از دهستان چهریق بخش سلماس شهرستان خوی واقع در ۱۸۵۰۰ گزی جنوب باختری سلماس و ۲۵۰۰ گزی جنوب راه ارابه رو چهریق به سلماس. موقع جغرافیایی آن درهٔ معتدل است. سکنهٔ آن ۷۰ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ ] (اِخ) دهی از دهستان رشت بخش سلوانا از شهرستان ارومیه در ۴۵۰۰ گزی شمال خاوری سلوانا و ۵ هزارگزی باختر راه ارابه رو سلوانا به ارومیه. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر سالم است. سکنهٔ آن ۱۱۰ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و توتون و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ ] (اِخ) دهی از دهستان شیپران بخش سلماس شهرستان خوی در ۵۳۰۰۰ گزی جنوب باختری سلماس و ۱۵۰۰ گزی مرز ایران و ترکیه. این ده در دره قرار گرفته و هوای آن سردسیری و سالم است. سکنهٔ آن ۵۶ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ ] (اِخ) دهی از دهستان شینتال بخش سلماس شهرستان خوی واقع در ۳۹۰۰۰ هزارگزی جنوب باختری سلماس و ۳۵۰۰ گزی مرز ایران و ترکیه. موقع جغرافیایی آن کوهستانی سردسیر سالم است. سکنهٔ آن ۵۶ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید