معنی قصرشیرین

معنی قصرشیرین

6 بازدید
[ قَ رِ شی ] (اِخ) این شهر منسوب است به شیرین زن پرویز کسری که از زیباترین زنان جهان بود. ایرانیان میگفتند برای پرویز سه چیز است که برای هیچیک از شاهان قبل و بعد نبوده و نخواهد بود: اسب وی شبدیز و زن وی شیرین و خنیاگر وی باربد. در سبب بنای این شهر گویند پرویز که در کرمانشاه اقامت داشت دستور داد که برای وی باغی به مساحت دو فرسنگ در دو فرسنگ احداث کنند و در آن همه گونه وحوش و طیور فراهم آورند و هزار کس بر آن گماشت. پس از هفت سال که از بنای آن فراغت یافتند از باربد خواننده خواستند که شاه را از آن آگاه سازد. وی سرودی به نام باغ نخجیران ساخت و آن را در حضور شاه خواند، چون شاه از باده مست شد و از شنیدن آواز باربد به طرب آمد شیرین را گفت که از من چیزی بخواه، شیرین گفت آرزوی من آن است که در این باغ دو جوی سنگی ساخته شود و در آنها شراب جریان یابد و در میان آن دو برای من قصری بنیاد کنی که در سراسر کشور مانند آن نباشد، شاه که از باده مست بود گفت چنان کنم و سرانجام به قول خود وفا کرد. (معجم البلدان). شهر کوچک قصرشیرین در ۷۳۵ هزارگزی طهران و ۲۱ هزارگزی مرز ایران و عراق کنار رودخانهٔ الوند واقع شده. مختصات جغرافیایی آن به شرح زیر است: طول ۴۵ درجه و ۳۵ دقیقه، عرض ۳۴ درجه و ۳۱ دقیقه. ارتفاع از سطح دریا ۳۲۶ متر. اختلاف ساعت با طهران ۲۴ دقیقه و ۳۰ ثانیه است (طهران ساعت ۱۲، قصرشیرین ساعت ۱۱ و ۳۵ دقیقه و ۳۰ ثانیه). ضمناً طهران ۸۲۴ گز از قصرشیرین بلندتر است. قصرشیرین به واسطهٔ موقع سیاسی و اقتصادی و واقع شدن در مسیر بزرگترین راه عربستان و فلات مرکزی ایران از ازمنهٔ قدیم دارای اهمیت بوده و بسیاری از سلاطین قدیم در احیاء و آبادی آن اقدام نموده اند، مخصوصاً در عصر خسروپرویز این شهر بسیار آباد و مدتی مقر زمستانی آن سلطان بوده است. در دورهٔ صفویه نیز بناهای معتبری مانند رباط و مسجد در آن بنا گردیده، از آن به بعد به واسطهٔ ضعف حکومت مرکزی و مخصوصاً جنگ بین الملل اول مانند سایر نقاط غرب رو به ویرانی گذاشت. در زمان رضاشاه نهری از رودخانهٔ الوند برای شهر منشعب گردید که کاملاً مسلط به شهر شده و گنجایش ۲۳ سنگ آب دارد. خیابانها احداث و بناهای دولتی در آن بنا گردید. گرچه مانند سایر اقدامات به پایان نرسید ولی بااین حال شهر قصرشیرین از شهرهای غرب آبادتر و پاکیزه تر است. خیابانی که منتهی به جادهٔ کرمانشاه میگردد خیابان مدائن نامیده شده، از فلکهٔ مرکزی آن خیابان شاهپور (سابق) منشعب در دویست گزی رودخانه به میدان خسرو میرسد، سپس از میدان مذکور در موازات رودخانه تا منبع آب ادامه می یابد و به خیابان خسرو مشهور است. از مقابل منبع آب خیابانی که شیرین نام داشت از مقابل فرمانداری گذشته به پل رودخانهٔ الوند و راه شوسهٔ نفت شاه منتهی میگردد. آب شهر قسمتی به وسیلهٔ لوله و قسمتی به وسیلهٔ نهرهای کوچک که از نهر پهلوی منشعب میگردند تأمین میشود. فقط آب مخصوص بهداری و قرنطینه تصفیه میشود. هوای قصرشیرین گرمسیری است ولی به واسطهٔ وجود رودخانهٔ الوند و اینکه در حدود ۳۲۶ گز از سطح دریا مرتفع تر است تابستان زیاد گرم نمی شود. گاراژ و مسافرخانه های شهر در طول خیابان شاهپور (سابق) و اکثر دکاکین شهر در طول خیابان خسرو واقع است. از عمارات زیبا و قابل توجه، بنای قرنطینهٔ شهر است. روشنائی شهر به وسیلهٔ دو موتور مولد برق که به شرکت سهامی دایر شده است تأمین شده و فقط شبها روشن است. در این شهر بیمارستان وجود ندارد، فقط دارای دو درمانگاه دولتی درمانگاه شهرداری و درمانگاه قرنطینه است. شهر قصرشیرین در حدود ۱۰هزار تن جمعیت دارد ولی در زمستان به واسطهٔ مراجعت ایلات عشایر از ییلاق بیش از ۱۲هزار تن سکنه پیدا میکند. از آثار و ابنیهٔ باستانی خرابه هائی در اطراف شهر دیده میشود که وضع فعلی آنها قابل اهمیت نیست.
[ قَ رِ شی ] (اِخ) یکی از شهرستان های استان پنجم کشور. حدود و مشخصات آن به شرح زیر است: از طرف شمال خاور به بخش ثلاث از شهرستان کرمانشاهان، از طرف جنوب به بخش چوار از شهرستان ایلام، از طرف خاور به بخش گیلان و کرند شهرستان شاه آباد، از طرف باختر و شمال به کشور عراق. شهرستان قصرشیرین از سه بخش به نام بخش مرکزی، سرپل ذهاب و سومار تشکیل شده است. خلاصهٔ اطلاعات بخش مرکزی آن به شرح زیر است: حدود: از طرف شمال و باختر به کشور عراق، از جنوب به بخش سومار، از جنوب خاوری به بخش گیلان، از خاور به بخش سرپل ذهاب. آب و هوا: هوای بخش مرکزی گرمسیری و آب اکثر قراء آن از رودخانهٔ الوند تأمین میشود. ارتفاعات: در این بخش سه رشته کوهستان کم ارتفاع به شرح زیر وجود دارد: ۱- انتهای کوههای شمالی گیلان غرب که در این بخش به کوه بازی دراز یا بازودراز نامیده میشود. در خاور شهر و خاور رودخانهٔ الوند با زمین یکسان میشود و بلندترین نقطهٔ آن در خاور گنبد صوفی به ارتفاع ۲۳۲۰ گز است. ۲- رشتهٔ آغ داغ واقع در باختر قصرشیرین. خطالرأس این کوه مرز ایران و عراق است. بلندترین نقطهٔ آن در شمال پاسگاه برج احمدی به ارتفاع ۲۱۰۵ گز است. ۳- کوه سه سر. این کوه بین دهستان ذهاب و دهستان جگرلو واقع شده. رودخانهٔ قوره تو، بین این کوه و کوه آهنگران جاری است. بلندترین نقطهٔ آن در باختر آبادی قراویز به ارتفاع ۲۵۹۳ گز است. مهمترین رودخانهٔ بخش رودخانهٔ الوند است که سرچشمه و شعبهٔ آن در بخش سرپل ذهاب است و تقریباً از وسط بخش میگذرد. قراء دهستان جگرلو و خالصه در کنار شمالی و قراء دهستان نصرآباد در جنوب آن واقع شده اند. شهر قصرشیرین در قسمت شمالی رودخانهٔ مذکور بنا شده و آب مورد نیاز شهر از آن رودخانه گرفته میشود. رودخانهٔ شیرین تابستان بیش از یکصد سنگ آب دارد و در حدود آبادی تنگ آب نو از کشور ایران خارج شده وارد کشور عراق میگردد و قصبهٔ خانقین و قراء تابعهٔ آن را مشروب مینماید. رودخانهٔ قوره تو. سرچشمهٔ این رودخانه نیز در بخش سرپل ذهاب شرح داده شده. از حدود تنگ حمام وارد این بخش میشود و در طول خود همه جا مرز ایران و عراق محسوب میگردد. آب آن نسبت به رودخانهٔ الوند کم، و کمی شور است. بخش مرکزی از نظر سازمان وزارت کشور از چهار دهستان به نام نصرآباد، جگرلو، خالصه، قوره تو تشکیل شده است. جمع قراء بخش ۴۵ و جمعیت آن در حدود ۵۲۵۰ تن است. جمع قراء شهرستان و جمعیت آن به شرح زیر است: شهر قصرشیرین ۱ آبادی ۱۰۰۰۰ تن بخش مرکزی ۴۵ آبادی ۵۲۵۰ تن بخش سومار ۱۸ آبادی ۵۰۰۰ تن بخش سرپل ذهاب ۹۱ آبادی ۱۳۱۰۰ تن جمع ۱۵۵ آبادی ۳۳۳۵۰ تن (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).

کلمات هم‌قافیه با «قصرشیرین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید