معنی قصبپوش
5 بازدید
[ قَ صَ ] (نف مرکب) آنکه پارهٔ ابریشمین و کتان پوشد. پوشندهٔ قصب : ولی آن دلستان کآید در آغوش نه من چون من بتی باشد قصب پوش. نظامی. ز راه پاسخ آن ماه قصب پوش ز شکّر کرد شه را حلقه در گوش.نظامی. نشسته لعل داران قصب پوش قصب بر ماه بسته لعل بر گوش.نظامی. به کردار کله داران چون نوش قبا بستند بکران قصب پوش.نظامی.
کلمات همقافیه با «قصبپوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر