معنی قصبلة
4 بازدید
[ قَ بَ لَ ] (ع مص) خوردن همهٔ طعام را. (اقرب الموارد) (منتهی الارب): قصبل الطعام قصبلة؛ خورد همهٔ طعام را. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قصبلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر