معنی قصاف
5 بازدید
[ قَ صْ صا ] (ع ص) بازیگر. (ملخص اللغات حسن خطیب کرمانی). (مهذب الاسماء). || رجل قصاف؛ صَیِّت، بلندآواز. (از اقرب الموارد).[ قِ ] (ع ص، اِ) زن سطبر پرگوشت. (منتهی الارب). المرأة الضخمة. (اقرب الموارد).[ قِ ] (اِخ) نام مردی است. (از منتهی الارب).[ قِ ] (اِخ) (بنو...) نام تیره ای است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قصاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر