معنی قشیری

معنی قشیری

6 بازدید
[ قُ شَ ] (ص نسبی) نسبت است به قشیربن خزیمةبن مالک بن سلامان بن اسلم بن افصی. (لباب الانساب). رجوع به قشیربن خزیمة... شود.
[ قُ شَ ] (ص نسبی) نسبت است به قشیربن کعب. و قبیلهٔ قشیری قبیلهٔ بزرگی است و دانشمندانی بدان منسوبند. (لباب الانساب). رجوع به قشیربن کعب... شود.
[ قُ شَ ] (اِخ) ابونصر. رجوع به ابونصر قشیری شود.
[ قُ شَ ] (اِخ) بهزبن حکیم بن معاویةبن حیده. از محدثان و دانشمندان است. وی از پدر و جد خود و نیز از زرارةبن ادنی روایت کند و از او ثوری و حمادان و جز ایشان روایت دارند. او از محدثان کثیرالخطاست. (لباب الانساب).
[ قُ شَ ] (اِخ) عبدالرحیم بن عبدالکریم بن هوازن، مکنی به ابونصر. از علمای نیشابور است. وی در سفر حج از بغداد دیدن کرد و در آنجا به وعظ و ارشاد مردم سرگرم شد و سخنان وی در میان حنبلیان و شافعیان شورشی به پا کرد و برای آنکه فتنه فرونشیند نظام الملک وی را به اصفهان خواند. وی در اصفهان مورد احترام قرار گرفت و به نیشابور مراجعت کرد و به تدریس و ارشاد مردم مشغول شد تا فالج گردید و به سال ۵۱۴ هـ . ق. وفات یافت. او راست: المقامات و الآداب خطی در تصوف و وعظ. (مرآة الجنان ۳:۲۱۰) (البدایة و النهایه ۱۲:۱۸۷) (زرکلی چ ۲ ج ۴ ص ۱۲۰).
[ قُ شَ ] (اِخ) عبدالکریم بن هوازن بن عبدالملک بن طلحهٔ نیشابوری، از بنی قشیربن کعب مکنی به ابوالقاسم و ملقب به زین الاسلام. از پارسایان و دانشمندان بزرگ دینی و در دوران خود پیشوای مردم خراسان بود. وی در نیشابور اقامت داشت و در همان شهر وفات یافت (تولد۳۷۶، وفات ۴۶۵ هـ . ق.). سلطان آلب ارسلان او را بسیار احترام و اکرام میکرد. از تألیفات اوست: ۱- التیسیر فی التفسیر، خطی، این کتاب را تفسیر کبیر نیز گویند. ۲- لطائف الاشارات، خطی، جلد یکم این کتاب نیز در تفسیر است. ۳- الرسالة القشیریة، چاپی. (طبقات السبکی و اعلام زرکلی چ ۲ ج ۴ ص ۱۸۰). وی از مشایخ خطیب بغدادی و داماد شیخ ابوعلی دقاق بوده و علوم باطنی را از وی اخذ کرده است. دیگر از کتابهای وی کتاب الضعفاء، و المتروکین فی رواة الحدیث و کتاب لطائف الاشارات و کتاب مختصر المحصل و کتاب المنتخب فی الحدیث و کتاب المؤتلف و المختلف است. (ریحانة الادب ج ۳ ص ۳۰۰). و رجوع به ابوالقاسم قشیری در همین لغت نامه شود.
[ قُ شَ ] (اِخ) مسلم بن حجاج بن مسلم بن وردبن کرشان حافظ نیشابوری، مکنی به ابوالحسین (یا ابوالحسن). از بزرگان محدثان و حفاظ عامه است. وی در حجاز و عراق و نیشابور و بلاد دیگر از محمدبن اسماعیل بخاری و احمدبن حنبل و دیگر مشایخ وقت استماع حدیث کرده و کتاب جامع صحیح او یکی از صحاح سِتّهٔ مورداعتماد است. این کتاب بارها در مصر و استانبول و کلکته چاپ شده است. دیگر از تألیفات اوست: علل الحدیث، المنفردات و الوحدان. وفات وی به سال ۲۶۱ یا ۲۶۷ هـ . ق. در نیشابور اتفاق افتاد. (ریحانة الادب ج ۳ ص ۳۰۱).

کلمات هم‌قافیه با «قشیری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید