معنی قشبی
6 بازدید
[ قَ ] (ص نسبی) نسبت است به قشب. (معجم البلدان). رجوع به قشب شود.[ قَ ] (اِخ) نفیس بن عبدالخالق بن محمد هاشمی، مکنی به ابوالحسن. از قاریان است. سلفی وی را در اسکندریه دیدار کرده است. وی قرآن را نزد استادان فن فراگرفت و حدیث شنید و مدتی در مکه مجاور بود و آنگاه به اندلس مسافرت کرد. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قشبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر