معنی قسطناس
5 بازدید
[ قُ طَ ] (ع اِ) سنگ طیب سای. (منتهی الارب). سنگی که در روی آن بوی خوش سایند. (ناظم الاطباء). سنگ عطار که بر آن بوی خوش ساید. (مهذب الاسماء). صلائةالطیب. (اقرب الموارد). صلایةالطیب. (المزهر سیوطی). || درختی است. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ریشهٔ این کلمه از قَسْطَنَس است که پس از اشباع به این صورت درآمده است. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). و رجوع به فهرست مخزن الادویه شود.
کلمات همقافیه با «قسطناس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر