معنی قسطانی
5 بازدید
[ قُ نی ی ] (ص نسبی) نسبت است به قسطانة، و آن را کشتانه نیز خوانند. (اللباب). رجوع به قسطانة شود.[ قُ نی ی ] (ع اِ) قوس قزح. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به قُسطان و قسطانة شود.[ قُ نی ی ] (اِخ) محمدبن مفضل بن عروةبن خالدبن زیدبن زیادبن میمون رازی. مولی علی بن ابی طالب (ع) و از راویان است. وی از محمدبن خالدبن حرملة عبدی و هدبةبن خالد و جز آنان روایت کند و از او حمزةبن عبداللََّه مالکی و محمدبن مخلد و ابوبکر شافعی و ابن ابی حاتم و جز ایشان روایت دارند. وی مردی راستگو بود. (اللباب).
کلمات همقافیه با «قسطانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر