معنی قسطانة
3 بازدید
[ قُ نَ ] (ع اِ) قوس قزح. (اقرب الموارد از لسان) (مهذب الاسماء). رجوع به قسطان و قسطانی و قسطانیة شود.[ قُ نَ ] (اِخ) دهی است میان ری و ساوه. (منتهی الارب). این قریه در یک منزلی ری واقع است، و آن را بستانه خوانند. (معجم البلدان). کستانه. (سمعانی). دهی است از ری و ساوه، و جماعتی از محدثان بدان منسوبند. و آن را کشتانه نیز خوانند. (اللباب). دهی است در راه ساوه که تا ری یک مرحله فاصله دارد. و بدان کستانه نیز گویند. (معجم البلدان).[ قُ نَ ] (اِخ) قلعه ای است به اندلس. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قسطانة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر