معنی قسطاس

معنی قسطاس

5 بازدید
[ قِ ] (ع / معرب، اِ) میزان. (اقرب الموارد). کپان و ترازو. (منتهی الارب) (برهان). || راست تر ترازوها. (منتهی الارب). اقوم الموازین. (اقرب الموارد). || ترازوی عدل، هر ترازو که باشد. (منتهی الارب). میزان العدل ایّ میزان کان. (اقرب الموارد): {/Bوَ زِنُوا بِالْقِسْطََاسِ اَلْمُسْتَقِیمِ . ۶-۹۱۷:۳۵/}(قرآن ۱۷/۳۵).برخی گویند این کلمه عربی و مأخوذ از قسط به معنی عدل است و گروهی آن را رومی معرب دانند. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به قُسطاس شود.
[ قُ ] (ع / معرب، اِ) ترازو. (برهان). ترازوی بزرگ. (مهذب الاسماء). قِسطاس در همهٔ معانی آن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به قِسطاس شود: به قسطاسی بسنجم راز موبد که جوسنگش بود قسطای لوقا.خاقانی.

کلمات هم‌قافیه با «قسطاس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید