معنی قسراً
8 بازدید
[ قَ رَنْ ] (ع ق) قهراً. جبراً. به ناچار. به ناخواست به ناخواه. به زور. به ستم : قلعهٔ شاه دز را... در حصار گرفت و لشکرها بر مدار آن بداشتند به یک دو روز آن حصن را قهراً و قسراً بگشادند. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «قسراً»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اً» برای سرودن شعر