معنی قزلقشلاق
4 بازدید
[ قِ زِ قِ ] (اِخ) دهی از دهستان احمدآباد بخش تکاب شهرستان مراغه واقع در ۱۸ هزارگزی شمال خاوری تکاب و ۱۲ هزارگزی خاور راه ارابه رو نصرت آباد به تکاب. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل سالم. سکنه ۸۲۳ تن. آب آن از چشمه سارها و محصول آن غلات، بادام، حبوبات، کرچک. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قِ زِ قِ ] (اِخ) دهی از دهستان ارس کنار بخش پلدشت شهرستان ماکو در ۳۶۵۰۰ گزی جنوب خاوری پلدشت. موقع جغرافیایی آن جلگه و کنار ارس و هوای گرمسیر مالاریایی است. سکنه ۵۰۰ تن. آب آن از رود ارس و چشمه و محصول آن غلات و پنبه. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه ارابه رو به پلدشت دارد، و میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «قزلقشلاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر