معنی قزلقرت
5 بازدید
[ قِ زِ قُ ] (ترکی، اِ مرکب) (از: ترکی قزل، سرخ +قُرت، گرگ) نفرینی است مانند زهرمار، زغنبوت، کوفت، کوفت کاری، درد بیدرمان.
کلمات همقافیه با «قزلقرت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر