معنی قزقاپان
4 بازدید
[ قِ ] (اِخ) دهی از دهستان پیران بخش حومهٔ شهرستان مهاباد واقع در ۶۳ هزارگزی باختر مهاباد و ۴ هزارگزی باختر شوسهٔ خانه به نقده. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر سالم است. سکنهٔ آن ۸۰ تن. آب آن از دره و محصول آن غلات، توتون، حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قِ ] (اِخ) دهی جزء دهستان بدوستان بخش هریس شهرستان اهر واقع در ۲۵ هزارگزی باختری هریس و یکهزارگزی شوسهٔ تبریز به اهر. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۲۵۴ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات و سردرختی. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان فرش بافی و گلیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «قزقاپان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر