معنی قزز
6 بازدید
[ قَ زَ ] (ع ص) زیرک و خوش طبع متوقی و برحذر از عیوب و پاک و برکنار از معاصی و معایب. (منتهی الارب). الرجل الظریف المتوقی العیوب و المتقزز من المعاصی و المعایب لیس من کبر و تیه. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «قزز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زز» برای سرودن شعر