معنی قزدار
7 بازدید
[ قُ ] (اِخ) شهری است در حدود هندوستان. (برهان). از نواحی هند است، و آن را قصدار نیز خوانند، و تا بُست هشتاد فرسنگ فاصله دارد. مردم آن عموماً صالح اند و دارای عادات و اخلاق پسندیده هستند. جماعتی از محدثان به این ناحیه منسوبند. (از معجم البلدان) (اللباب فی تهذیب الانساب). رجوع به قزداری شود.
کلمات همقافیه با «قزدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر