معنی قزحة
8 بازدید
[ قُ حَ ] (ع اِ) رنگارنگ از طرق و خطوط و جز آن. (منتهی الارب). الطریقة من الوان قوس قزح. (اقرب الموارد) (المنجد). ج، قُزَح. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «قزحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر