معنی قزانقره
9 بازدید
[ قَ قَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان گاوباز شهرستان بیجار واقع در ۱۵ هزارگزی جنوب باختری پیرتاج، کنار راه مالرو شاهگدار به پیرتاج. موقع جغرافیایی آن تپه ماهور و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۹۰۰ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالیچه و جاجیم و گلیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «قزانقره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر