معنی قرین شدن
5 بازدید
[ قَ شُ دَ ] (مص مرکب) یار شدن. همسر شدن : خاک خراسان بخورْد مر دین را دین به خراسان قرین قارون شد. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «قرین شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر