معنی قریظی
5 بازدید
[ قُ رَ ظی ی ] (ص نسبی) نسبت است به قریظة. رجوع به قریظة شود.[ قُ رَ ] (اِخ) اسحاق بن کعب، برادر محمدبن کعب. از مردم مدینه و از محدثانی است که از برادر خود روایت کند و یزیدبن ابی زیاد از او روایت دارد. (انساب سمعانی).[ قُ رَ ] (اِخ) ثعلبةبن ابومالک (مکنی به ابومالک)، مکنی به ابوجعفر مدنی. از محدثان و پیشوایان بنی قریظه است. وی از ابن عمر روایت کند و ابن الحاد و زهری از او روایت دارند. (انساب سمعانی).[ قُ رَ ] (اِخ) زکریابن منظوربن عتبةبن ثعلبةبن ابومالک. از محدثان و از مردم مدینه است. وی از ابوجازم احادیثی بی اصل و مخدوش روایت کرده است و بدین جهت احادیث او را کسی نقل نکند. (از انساب سمعانی).[ قُ رَ ] (اِخ) عبداللََّه بن محمدبن عقبةبن ابومالک. از محدثان است. وی از پدرش از ام سلمه روایت کند و یعقوب بن ابراهیم بن سعد از او روایت دارد. (انساب سمعانی).[ قُ رَ ] (اِخ) عطیه. وی را در جنگ نی در زمرهٔ اسیران به حضور یزدشعمر بردند. مجاهد و بعضی دیگر از او روایت دارند. (انساب سمعانی).[ قُ رَ ] (اِخ) علی بن عبداللََّه بن رفاعة. از محدثان و از مردم مدینه است. وی از ربیع بن سعید روایت کند و یحیی بن سعید انصاری از او روایت دارد. (انساب سمعانی).[ قُ رَ ] (اِخ) کعب بن سلیم. از مردم مدینه و از محدثان است. وی از علی بن ابی طالب علیه السلام روایت کند و فرزندش محمدبن کعب از او روایت دارد. (انساب سمعانی).[ قُ رَ ] (اِخ) محمدبن کعب بن سلیم بن عمروبن ایاس. از مردم مدینه و از دانشمندان و فقیهان و محدثان است. وی از ابن عباس وریدبن ارقم روایت کند. او در مدینه به سال ۱۰۸ هـ .ق. و یا ۱۱۷ وفات کرد. (انساب سمعانی).
کلمات همقافیه با «قریظی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ظی» برای سرودن شعر