معنی قریبة
5 بازدید
[ قُ رَ بَ ] (اِخ) بنت ابی امیه. خواهر ام سلمة، زوج النبی. از صحابیان است و قَریبة نیز روایت شده است. (منتهی الارب).[ قُ رَ بَ ] (اِخ) بنت ابی قحافة. از صحابیان است. (منتهی الارب).[ قَ بَ ] (اِخ) بنت حارث. از صحابیان است. (منتهی الارب). رجوع به قُرَیبة شود.[ قُ رَ بَ ] (اِخ) بنت حارث. از صحابیان است. (منتهی الارب). رجوع به قَریبة شود.[ قَ بَ ] (اِخ) بنت زید. از صحابیان است. (منتهی الارب).[ قَ بَ ] (اِخ) بنت عبداللََّه بن وهب. از تابعان است. (منتهی الارب).[ قُ رَ بَ ] (اِخ) بنت محمدبن ابوبکر صدیق رضی اللََّه عنه است. و گروهی او را قرینة خوانند ولی قریبة درست است. (اللباب فی تهذیب الانساب). رجوع به قرینة شود.
کلمات همقافیه با «قریبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر