معنی قرهولی
4 بازدید
[ قَ رَ وَ ] (اِخ) دهی از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه واقع در ۳۵۰۰ گزی جنوب خاوری قره آغاج و ۵۲ هزارگزی جنوب شوسهٔ مراغه به میانه. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است. سکنهٔ آن ۱۱۷ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و زردآلو. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ وَ ] (اِخ) دهی از دهستان چمچمال بخش صحنهٔ شهرستان کرمانشاهان واقع در ۲۰ هزارگزی جنوب باختری صحنه و ۳ هزارگزی جنوب شوسهٔ کرمانشاه به همدان. موقع جغرافیایی آن دشت و هوای آن سردسیر است. سکنهٔ آن ۱۵۰ تن. آب آن از رودخانهٔ گاماساب و محصول آن غلات، حبوبات، توتون. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. تابستان از طریق فراش اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «قرهولی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر