معنی قرهورن
5 بازدید
[ قَ رَ وِ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان مرحمت آباد بخش میاندوآب شهرستان مراغه واقع در ۴ هزارگزی جنوب خاوری میاندوآب و یکهزارگزی خاور شوسهٔ میاندوآب به بوکان. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل مالاریایی است. سکنهٔ آن ۱۹۴۵ تن. آب آن از زرینه رود و محصول آن غلات، حبوبات، چغندر، کرچک. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه ارابه رو دارد، و میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ وِ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان رهالی بخش حومهٔ شهرستان خوی واقع در ۱۵۵۰۰ گزی جنوب باختری خوی و ۳ هزارگزی باختری شوسهٔ خوی به سلماس. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل مالاریایی است. سکنهٔ آن ۲۶۰ تن. آب آن از رود قطور و محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جوراب بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «قرهورن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رن» برای سرودن شعر