معنی قرهجقه
5 بازدید
[ قَ رَ جِ قْ قِ ] (اِخ) دهی از دهستان جعفرآباد فاروج بخش حومهٔ شهرستان قوچان واقع در ۱۲ هزارگزی جنوب خاوری قوچان. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۱۸۹ تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ قَ رَ جِ قْ قِ ] (اِخ) دهی از دهستان مایوان بخش حومهٔ شهرستان قوچان واقع در ۳۶ هزارگزی جنوب باختری قوچان و ۱۵ هزارگزی جنوب شوسهٔ قدیمی قوچان به شیروان. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۱۷۲ تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و مالداری و قالی بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ قَ رَ جِ قْ قِ ] (اِخ) دهی از دهستان خرق بخش حومهٔ شهرستان قوچان واقع در ۵۶ هزارگزی باختر قوچان و ۱۶ هزارگزی جنوب باختری شوسهٔ عمومی قوچان به شیروان. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر است. سکنهٔ آن ۳۸۰ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و مالداری و قالیچه بافی و کرباس بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «قرهجقه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قه» برای سرودن شعر