معنی قره‌تیکان

معنی قره‌تیکان

5 بازدید
[ قَ رَ ] (ترکی، اِ مرکب) سیاه تلو. درختچه ای است خاردار که نام علمی آن پالیوس اسپینا کریستی میباشد. این درختچه در سراسر جنگلهای شمال در جلگه و میان بند تا ارتفاع ۱۰۰۰ متر از سطح دریا یافت میشود. در ارسباران و بجنورد نیز میروید، و در نور و گرگان آن را سیاه تلو و سیاه تلی و در آستارا و ارسباران و منجیل و رامیان و لاهیجان قره تیکان و در کوهپایهٔ گیلان ویله بر و در طوالش سِبُر، بُرتیکان، چُنْگِل و در میاندره اسکلم تلی میخوانند. این درختچه ویژهٔ خاکهای آهکی است و در جاهائی که جنگل در اثر قطع بی رویه یا آتش سوزی نابود شود درصورتی که زمین برای روئیدن آن شایسته باشد آن را فرامیگیرد و نهالهای گرانبها را از روئیدن بازمیدارد. قره تیکان برای ساختن پرچین مناسب است. (جنگل شناسی کریم ساعی ج ۱ ص ۲۵۸، ۲۵۹).

کلمات هم‌قافیه با «قره‌تیکان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید