معنی قرمی
5 بازدید
[ قَ رَ ما ] (اِخ) جائی است در یمامه مر بنی امرءالقیس بن زیدمنات را بدان جهت که ساختهٔ اوست. (منتهی الارب).[ قَ رَ ما ] (اِخ) موضعی است میان مکه و مدینه. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قرمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر