معنی قرمونیة
5 بازدید
[ قَ رَ نی یَ ] (اِخ) شهرستانی است به مغرب. (منتهی الارب). دهی است از اندلس پیوسته به توابع اشبیلیه در مغرب قرطبه و مشرق اشبیلیه. جائی است قدیمی. مردم آن بر عبدالرحمان بن محمد اموی تمرد کردند و او با لشکریان خود بدانجا وارد شد، و آنجا را فتح کرد و ویران ساخت. میان آن و اشبیلیه هفت فرسخ فاصله است و میان آن و قرطبه بیست ودو فرسخ. بیشتر مردم آن را قرمونة گویند. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قرمونیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر