معنی قرمدة
6 بازدید
[ قَ مَ دَ ] (ع مص) باریک نوشتن. (منتهی الارب). و آن لغتی است در قرمطة. (اقرب الموارد). || گام نزدیک نهاده رفتن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به قرمطة شود.
کلمات همقافیه با «قرمدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر