معنی قرم
9 بازدید
[ قَ رَ ] (ع اِمص) شدّة شهوة اللحم. (نشوءاللغة). و در نزد ما، قَرَم دلالت بر عیب دارد، چون عَرَج و حَوَل. (از نشوءاللغة).[ قَ ] (ع مص) پوست باز کردن. (منتهی الارب). پوست کندن. (از اقرب الموارد). || دشنام دادن. || خوردن. || پوست پاره از بینی شتر بریدن بی جدا کردن و گرد ساختن. || پوست پاره از اعلای بینی شتر بریدن تا به جای مهار افتد و شتر خوار و رام گردد، و این کار را جهت نشان کردن انجام دهند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || بازداشتن و بند کردن. (منتهی الارب). حبس کردن. (اقرب الموارد). || (اِ) اشتر گرامی که نه بندند او را و نه بار بر وی کنند و به جهت گشنی بدارند یا فربه نمایند جهت کشتن. (منتهی الارب). نر گشن است، یا نری است که نرسیده به او ریسمان و سرخود چریده است. (شرح قاموس). الفحل او ما لم یمسه حبل و لم یحمل علیه و ترک للفحلة. (اقرب الموارد). || مهتر قوم. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). سید. عظیم. (اقرب الموارد). ج، قروم. (منتهی الارب). || نشانی است تیر قمار را. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || گوشت، و شاید این کلمه با کلمهٔ لاتینی کرنیس بی ارتباط نباشد. (از نشوءاللغة).[ قُ ] (ع اِ) گیاهی است در ستبری و سفیدی شبیه به درخت خیار که در دریا روید. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ قِ ] (اِخ) (شبه جزیرهٔ کریمه) شبه جزیره ای است بر ساحل شمالی دریای سیاه از اتحاد جماهیر شوروی (سابق). مساحت آن ۹۹۴۹ میل مربع است. مردم آن به سال ۱۹۵۴ م. یک میلیون ونیم بوده اند. (الموسوعة العربیة). رجوع به کریمه (اِخ) شود.[ قِ رِ ] (اِخ) قُرَیم. شهری است. (منتهی الارب). رجوع به کریمه (اِخ) شود.[ قُ رُ ] (اِخ) (خانان...) (حدود ۸۲۳ - ۱۱۹۷ هـ . ق. / ۱۴۲۰ -۱۷۸۳ م.) این طایفه یکی از شعب سه گانهٔ خاندان طغاتیمور و مهمترین آن خاندان است که قلمروشان بلاد بلغار بوده و در آخر کار قرم و کافا به آن ضمیمه شده و گاهی هم به سلطنت سیراردو رسیده اند. تاش تیمور برادر آلغ محمد که مدتی از سران لشکری توقتمش خان بود مؤسس سلسلهٔ مقتدر خانان قرم است و پسرش حاجی گرای اولین خان این شعبه محسوب میشود. ذکر خانان قرم در مسئلهٔ شرق همه وقت به میان می آید و در این باب اهمیتی خاص دارند، چه ایشان گاهی به عنوان پیشقراولان عثمانی و زمانی به شکل اتحاد با روسیه در روابط بین این دو دولت مداخله میکردند و محل ملاحظهٔ هر دو طرف بودند. بالاخره روسیه و عثمانی هر دو ملتفت احوال ناپایدار این همسایگان خطرناک خود شدند و به موجب معاهدهٔ سال ۱۱۹۸ هـ . ق. / ۱۷۸۳م. متفقاً از میان بردن ایشان را تصمیم گرفتند. شخصی از فرزندان این خانان با اقتدار به اسم سلطان قرم گرای کنی گرای در شهر ادین بورک اقامت اختیار نمود و با یکی از خانم های اسکاتلندی ازدواج کرد. رجوع به طبقات سلاطین اسلام ص ۲۰۷ و ۲۰۸ و ۲۱۰ شود.
کلمات همقافیه با «قرم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر