معنی قرلی
9 بازدید
[ قِ رِلْ لا ] (معرب، اِ) مرغی است نیک برحذر و هوشیار که پیوسته ترسان و بیمناک بر روی آب میباشد و از غایت ترس به چشمی بر هوا و به چشمی زیر آب نگاه کند، و آن را مثل زنند و گویند: هو احزم من قرلی. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). پرنده ای است کوچک از طائفهٔ قاوندیات که بر روی آب است. پشت آن کبود مایل به سبزی روشن است. بر روی آب پرواز میکند و آنگاه به سرعت به سوی آب فرودمی آید تا به ماهیان و جانداران دیگر آبی دست یابد. خانهٔ خود را از استخوانهای ماهیان در سوراخی کنار جویبارها میسازد. این حیوان در مغرب آسیا و شمال افریقا و اروپا زندگی میکند. (الموسوعة العربیة). پرنده ای است ماهی گیر، و کلمهٔ عجمی و معرب است. (المعرب جوالیقی ص ۲۶۶). به قرلی در اقبال به خیر و ادبار از شر مثل زنند: کأنه قرلی ان رأی خیراً تدلی او رأی شراً تولی. (صبح الاعشی ج ۲ ص ۶۹).
کلمات همقافیه با «قرلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر