معنی قرقوب
5 بازدید
[ قُ ] (اِخ) شهری است از اعمال کسکر که بین واسط و بصره و اهواز واقع است. (معجم البلدان). صاحب قاموس آن را از توابع کسکر دانسته، و آن سرزمینی است که قصبهٔ آن واسط است. فاضلی گوید: واسط شهری بوده که حجاج بن یوسف آن را بنیاد کرده در میان کوفه و بصره و به همین جهت به واسط موسوم شده و اکنون خراب است، و کسکر ولایتی است از گیلان و در آن پشمینه بافند که بدل ماهوت است و اواسطالناس از آن جبه و بالاپوش کنند و متداول و معروف است، و انسب این است که قرقوبی که جامه ای است بافتهٔ این ولایت باشد نه واسط که سالهاست ویران است. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «قرقوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر