معنی قرقاول
8 بازدید
[ قَ وَ / وُ ] (اِ) جانوری است سیاه رنگ که پَر آن را پادشاهان ایران بر تاج نصب کنند. گویند تذرو است، و آن خروس صحرائی است. (آنندراج). مرغی جنگلی که تذرو و تورنگ نیز گویند. (ناظم الاطباء). تدرج. (المنجد): صبا میرساند ز دراج جام به قرقاول شیشه هر دم سلام. ملاطغرا (از آنندراج). میرسد چون نوبهار از صید رنگ عاشقان <۵۳۰۶۴۰۱۱۰۱۱۷۵۱۱۰۱>... بال قرقاول به سر از دستهٔ گل میزند. محسن تأثیر (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «قرقاول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر