معنی قرقارة
5 بازدید
[ قَ قا رَ ] (ع اِ) ریه مانندی که شتر وقت مستی از دهن برآرد. (منتهی الارب) (آنندراج). شقشقة. (اقرب الموارد). || آوندی از شیشه که گردنی دراز دارد. گویند: اشرب بالقرقارة. و در قاموس قرقار ضبط است. (اقرب الموارد). رجوع به قرقار (ع اِ) شود.
کلمات همقافیه با «قرقارة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر