معنی قرطة
5 بازدید
[ قِ رَ طَ ] (ع اِ) آویزگی دروش گوش تکه. || جِ قُرْط. (منتهی الارب).[ قُ رَ طَ ] (ع اِ) آویزگی دروش گوش تکه. (منتهی الارب).[ قُ طَ ] (معرب، اِ) معرب کرته. (آنندراج): آن قرطهٔ مه که چارده شب خود دوخت شکاف یک بنانت. سلمان (از آنندراج). رجوع به قرطق شود.
کلمات همقافیه با «قرطة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طة» برای سرودن شعر