معنی قرخلو
8 بازدید
[ قِ ] (اِخ) طایفه ای از طوایف قشقائی. (جغرافیای سیاسی کیهان).[ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش تکاب شهرستان مراغه واقع در ۱۰ هزارگزی جنوب خاوری تکاب و ۱۵۰۰ گزی خاور راه ارابه رو تکاب به بیجار. موقع جغرافیایی آن دره، معتدل. سکنهٔ آن ۷۲۷ تن است. آب آن از چشمه سارها و محصول آن غلات، بادام، حبوبات، کرچک و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان ابرج بخش اردکان شهرستان شیراز واقع در ۹۶۰۰۰ گزی خاور اردکان و ۵۰۰۰ گزی راه فرعی مائین به تخت جمشید. موقع جغرافیایی آن دامنهٔ معتدل مالاریایی و سکنهٔ آن ۱۶۳ تن است. آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات و برنج و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان گلیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «قرخلو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر