معنی قرخلر
7 بازدید
[ قِ لَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حاجیلو از بخش کبودرآهنگ شهرستان همدان واقع در ۲۰۰۰۰ گزی جنوب قصبه کبودرآهنگ و ۴۰۰۰ گزی جنوب شوسهٔ همدان به تهران. موقع جغرافیایی آن جلگه و سردسیر مالاریائی و سکنهٔ آن ۳۸۵ تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات، انگور، حبوبات، لبنیات، صیفی و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالی بافی است. کنار راه اتومبیل رو تابستانی شراء واقع شده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قِ لَ ] (اِخ) دهی است از دهستان خسروآباد شهرستان بیجار واقع در ۱۸۰۰۰ گزی شمال باختر خسروآباد و ۲۰۰۰ گزی چشمهٔ منتش. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر و سکنهٔ آن ۳۵۰ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالیچه، گلیم و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «قرخلر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لر» برای سرودن شعر