معنی قرةالعین
5 بازدید
[ قُ رْ رَ تُلْ عَ ] (ع اِ مرکب) آنچه بدان خنکی چشم دست دهد. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). به مجاز، نور چشم، و بر فرزند اطلاق کنند: شیر میدان و شمسهٔ مجلس قرةالعین جان ابوالفارس.خاقانی. تا عالمیان بدانند که چون با جگرگوشه و قرةالعین مدارا و محابا نمی فرماید... (سندبادنامه ص ۲۰۴). ای چارده ساله قرةالعین بالغ نظر علوم کونین.نظامی. قرةالعین من آن میوهٔ دل یادش باد که چه آسان بشد و کار مرا مشکل کرد. حافظ.[ قُ رْ رَ تُلْ عَ ] (ع اِ مرکب) گیاهی است که آن را جزیرآب نامند. (از اقرب الموارد). جرجیرالماء و کرفس الماء نیز نامند، چه او در طعم و رایحه شبیه به جرجیر و در برگ و ساق شبیه به کرفس است و در آبها میروید. گلش زرد و با عطریت و تندی است. در آخر دوم گرم و خشک و محلل و مدر بول و حیض و مفتت سنگ گرده و مسخن مزاج و هاضم و مفتح سدد و رافع درد پهلو و یرقان و سپرز و قرحهٔ امعا و مغص و حابس نزف الدم احشا سرخ کنندهٔ رخسار و نطول طبیخ او مسکن لرز و قشعریره و مضر سفل و مصلحش عناب است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). اطیوس گوید قرةالعین کرفس آبی را گویند. جالینوس گوید طعم و رایحهٔ او معطر بود. و در تفسیر حنین او را به جرجیرالماء تعریف کرده اند. دیسقوریدس گوید قرةالعین نباتی است که منبت او در آب باشد و خوشبو و برگ او به کرفس مشابهت دارد و بر او رطوبتی باشد که چون دست به او رسد بر دست بچسفد. (ترجمهٔ صیدنهٔ ابوریحان).[ قُ رْ رَ تُلْ عَ ] (اِخ) نام طاهره شاعرهٔ نامور. رجوع به طاهره و باب شود.[ قُ رْ رَ تُلْ عَ ] (ع اِ مرکب) ترتیزک آبی. (منتهی الارب) (آنندراج).[ قَ رَ تُلْ عَ ] (اِ) نام آهنگی در موسیقی. رجوع به آهنگ شود.
کلمات همقافیه با «قرةالعین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر