معنی قربانی کردن
7 بازدید
[ قُ کَ دَ ] (مص مرکب) قربان کردن. رجوع به قربان کردن شود: بر آنم گر تو بازآیی که در پایت کشم جانی از آن کمتر نشاید کرد در پای تو قربانی. سعدی.
کلمات همقافیه با «قربانی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر