معنی قربانگاه
7 بازدید
[ قُ ] (اِ مرکب) جای قربان کردن حیوانات : برندارد کس شهیدان را ز قربانگاه عشق کشته را سیلاب خون اینجا ز میدان میبرد. کلیم (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «قربانگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر