معنی قربانکندی
7 بازدید
[ قُ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گاودول بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع در ۳۳ هزارگزی جنوب مراغه و ۸۵۰۰ گزی خاور شوسهٔ مراغه به میاندوآب. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل مالاریائی است. سکنهٔ آن ۵۰ تن است. آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات، چغندر و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قُ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان آتش بیک بخش سراسکند شهرستان تبریز واقع در ۴۱ هزارگزی باختر مرکز بخش و ۳۵ هزارگزی خط آهن مراغه به میانه. موقع جغرافیایی آن کوهستانی معتدل. سکنهٔ آن ۷۸ تن است. آب آن از چشمه و رودخانه و محصول آن غلات، حبوبات، شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ قُ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان آواجیق بخش حومهٔ شهرستان ماکو واقع در ۲۶ هزارگزی شمال باختری ماکو و ۳ هزارگزی خاور راه ارابه رو قزل بلاغ. موقع جغرافیایی آن کوهستانی سردسیر سالم است. سکنهٔ آن ۱۷۳ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن جزئی غلات و شغل اهالی گله داری و صنایع دستی اهالی جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. این ده ییلاق ایل جلالی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «قربانکندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر