معنی قراویح
4 بازدید
[ قَ ] (ع ص، اِ) جِ قِرْواح. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). زمین آفتاب رویه. (آنندراج). قَراوِح. رجوع به قرواح شود.
کلمات همقافیه با «قراویح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یح» برای سرودن شعر