معنی قراوی
6 بازدید
[ قُ رْ را وی ی ] (ص نسبی) نسبت است به قُرّاء . (ناظم الاطباء).[ قَ وی ی ] (اِخ) قریه ای است از توابع نابلس، و موسوم است به قراوی بنی حسان. (از معجم البلدان).[ قَ وی ی ] (اِخ) قریه ای است در غور از خاک اردن که در آن نیشکر خوب کشت شود. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قراوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر